|
برداشت دوم
نقد و بررسي سينماي جهان
|
|
|
لینک دوم
وب سايت وبلاگ
Contact mymoview [at] gmail [dot] com
|
December 20, 2007
Make my day
October 18, 2007
بالاخره بعد از سه ماه دوتا فیلم دیدم که ارزش دیدن داشتند، یکی روی دی وی دی به نام Hard Candy و دیگری هم We own the night که روی پرده سینما دیدم. ![]() فیلم Hard Candy محصول 2005 به شدت خوش ساخت و با بازی عالی هنرپیشه نقش دختر یعنی الن پیج همراه هستش که در نقش یک دختر 14 ساله به نام هیلی ظاهر می شود(الن پیج در هنگام ساخته شدن این فیلم 17 سال داشت) که با یک عکاس 32 ساله با نام جف (پاتریک ویلسون) در اینترنت آشنا می شود و به دنبال آن در یک کافی شاپ با هم قرار ملاقات می گذارند و در سکانس بعدی، هیلی در حال درست کردن نوشیدنی در خانه جف و برهنه شدن در مقابل دوربین او دیده می شود اما در سکانس بعد، فیلم تازه شروع می شود و از این لحظه به بعد تمام فیلم در خانه جف و با حضور این دو بازیگر و تقریباً غیرقابل پیش بینی سپری می شود!!! همچنین الن پیج برای بازی در فیلم اخیرش یعنی Juno نامزد گلدن گلوب نیز شده است که نتایج آن در تاریخ 13 ژانویه 2008 مشخص می شود. ![]() اما علت دیدن فیلم We own the night به خاطر کارگردان اش یعنی جیمز گری بود که از هر دوتا فیلم قبلی اش به نام های Little Odessa و The Yards خوشم آمده بود، اتفاقاً در فیلم The Yards هم مارک والبرگ و هم خواکین فینیکس حضور داشتند البته به همراه عشق من یعنی شارلیز ترون که در آن زمان در نقش های دوم و سوم ظاهر می شد ولی در این فیلم ایوا مندز نقش دوست دختر خواکین فینیکس را بازی می کند. We own the night در واقع شعار پلیس نیویورک در دهه 80 بود جهت از بین بردن تجارت مواد مخدر در شب و اگرچه داستان این فیلم هم درباره مبارزه با تجارت مواد مخدر توسط روس ها در نیویورک هستش ولی داستان اصلی آن درباره تقابل دو برادر در جریان این مبارزه می باشد. البته داستان فیلم چندان اوریجینال نیست خصوصاً در مقابل فیلم اخیر اسکورسیزی یعنی The Departed که آن فیلم هم برگرفته از یک فیلم هنگ کنگی به نام Infernal Affairs بود ولی در کل به نظرم کارگردانی فیلم و بازی خواکین فینیکس از نقاط قوت فیلم به شمار می روند و البته نباید بازی ایوا مندز را هم فراموش کرد.
:: 3:30 AM
::
4 3 2 1
September 30, 2007
یکی از قشنگ ترین کلیپ های موسیقی که در این چند سال دیده ام، کلیپ 1234 Feist هستش که علاوه بر آهنگ زیباش به شیوه حرفه ای هم ساخته شده.
:: 3:55 PM
::
دو اتفاق به نام ایران در لندن
September 13, 2007
1)گالری ایران باستان در British Museum با نام رحیم ایروانی پس از نوسازی کامل در تاریخ 21 ژوئن 2007 گشایش یافت. آقای رحیم ایروانی بنیانگذار صنعت کفش سازی مدرن و مؤسس کفش ملی در ایران بوده اند که در بازسازی و گشایش این گالری نقش اساسی داشتند. :: The Rahim Irvani Gallery :: :: British Museum's Refurbished Galleries Of Ancient Iran And Roman Britain :: :: درباره آقای رحیم ایروانی :: 2)از تاریخ 4 تا 8 اکتبر 2007 یک نمایشگاه در ارتباط با هنرهای معاصر ایران با نام Broken Promises, Forbidden Dreams در Art London برگزار خواهد شد که مجموعه ای بیش از 100 نقاشی از حدود 30 نقاش ایرانی به نمایش گذاشته خواهد شد. برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت Iran Heritage مراجعه کنید.
:: 3:09 PM
::
Summer Wine
September 11, 2007
داشتم در YouTube دنبال کلیپ Miss Sarajevo که کاری از U2 به همراه پاواروتی است می گشتم که اتفاقی یک ورژن از آهنگ Summer Wine رو پیدا کردم که بونو با آندرا، خواننده گروه The Corrs خوانده و این آهنگ در آلبوم The Corrs Live In Dublin آمده است. آهنگی که اولین بار در سال 1967 نانسی سیناترا به همراه Lee Hazlewood خواند و فکر کنم جدیدترین نسخه موجود هم متعلق به Ville Valo و Natalia Avelon باشه که این نسخه در اصل برای فیلم آلمانی Das Wilde Leben ساخته شده و خود Natalia Avelon هم در فیلم بازی می کنه. Strawberries cherries and an angel´s kiss in spring My summer wine is really made from all these things :: Nancy Sinatra + Lee Hazlewood :: :: Ville Valo + Natalia Avelon ::
:: 6:54 PM
::
The Second half of Grindhouse finally arrives ![]() امسال سال چندان خوبی برای کوئنتین تارانتینو نبوده چراکه فیلم Grindhouse که شامل دو فیلم Planet Terror به کارگردانی رابرت رودریگز و Death Proof به کارگردانی تارانتینو است، در گیشه با شکست مواجه شد و طبق آمار حتی خیلی از طرفداران تارانتینو هم فیلم رو در سینما ندیده اند به همین دلیل فیلم حتی فروش چندانی در هفته اول نمایش خود نکرد. اما این مسأله به معنای ضعیف بودن فیلم نیست به خصوص اینکه تا الان نقدهای مثبتی هم دریافت کرده است. بنابراین مشکل اصلی، دیدن دو فیلم آن هم پشت سر هم در سینما بود، مشکلی که ممکن بود سر فیلم Kill Bill هم پیش بیاید ولی با اصرار باب و هاروی واینستین تهیه کنندگان فیلم، به دو قسمت تبدیل شد. ولی این بار اصرار برادران واینستین که از کمپانی میراماکس جدا شده و کمپانی واینستین رو تأسیس کرده اند، کارساز نشد. اما خبر خوب اینکه هر دو فیلم به صورت جداگانه و کامل تر در انگلستان به نمایش در خواهند آمد، به این صورت که اول در 21 سپتامبر Death Proof و سپس در 9 نوامبر Planet Terror اکران خواهد شد.
:: 8:03 PM
::
August 26, 2007
?Who shall I say is calling
May 28, 2007
![]() ![]() Since I have moved to London and I have no access to Farsi fonts and of course I have to manage my things for settling down over here; therefore, I would not be able to update this weblog for a couple of weeks But in the meantime I would recommend the two movies from last year which I have seen lately; the first one is called Black Book a foreign language movie directed by Paul Verhoeven, who has made Basic Instinct and by making this realistic and seductive thriller you can say, he has returned to his roots. On the other hand the second movie is an independent film named Junebug that in comparison with Little Miss Sunshine, I would give more credit to this unexpected delight feature It is interesting that the main character in both movies is played by two marvelous and newcomer actresses whom you will hear more about in the future, specially Amy Adams from Junebug that was nominated for best supporting actress in the Oscars and surprisingly before this movie she played in Catch me if you can directed by Steven Spielberg and I didn't notice that
:: 3:50 PM
::
یک بوس 350 هزار دلاری!!!
April 06, 2007
در مراسم سینما علیه ایدز که همزمان با جشنواره کن در جنوب فرانسه برگزار شد، وقتی جورج کلونی به همراه بازیگران فیلم Ocean’s Thirteen به روی صحنه آمدند، شارون استون اعلام کرد هر کس 350 هزار دلار کمک کند، جورج کلونی یک ماچ آبدارش می کنه!!! ![]()
:: 7:50 PM
::
رادیو و دنیای فراموش شده
April 05, 2007
![]() فیلم A Prairie Home Companion خیلی فیلم ساده، دلنشین و قشنگی بود و البته آخرین فیلم رابرت آلتمن هم بود و باید گفت که هیچ کس همانند رابرت آلتمن نمی توانست از این همه بازیگر در فیلم هایش استفاده کند. فیلم هایی چون The Player، Mash، Gosford Park و همین فیلم آخر. مریل استریپ هم این نقش آفرینی را در همان سالی ارائه داده که در فیلم The Devil Wears Prada هم حضور داشته. داستان فیلم درباره یک ایستگاه زنده رادیویی است که بعد از 32 سال، قرار است آخرین اجرا را داشته باشد. داستانی ساده با دیالوگ هایی عمیق و باید گفت که این فیلم به همراه فیلم Radio Days وودی آلن جزء بهترین فیلم هایی هستند که درباره رادیو و دنیای مرتبط با آن ساخته شده اند. در بین دیالوگ ها و ترانه های فیلم، جملات قشنگی وجود دارند که چندتا رو اینجا آورده ام: Do not scorn her with words, fears and bitterness Do not laugh at her shame and her faults For a moment just stop and consider .That a man was the cause of it all .G.K.: I'm of an age when if I started to do eulogies, I'd be doing nothing else ?Lola: You don't want to be remembered .G.K.: I don't want them to be told to remember me
:: 6:13 PM
::
Free To go Home
March 20, 2007
امروز دوتا روزنامه The Independent و The Sun در مورد آزادی 15 ملوان انگلیسی تیترهای جالبی را نوشته بودند. روزنامه The Independent در صفحه اول دو تیتر اصلی را به صورت برعکس قرار داده بود، یکی با عکس بلر و با تیتر Rejoice و دیگر با عکس احمدی نژاد و با تیتر Victory.روزنامه The Sun هم تیتر زده که I went to Iran and all I got was this Lousy Suit که البته این جمله برگرفته از لباس هایی است که در شهر لندن به توریست ها فروخته می شود با جملاتی چون My Sister Went to London and All I got was this lousy Shirt ولی بهترین صحنه ها بعد از آزادی این افراد جشن گرفتن خانواده های آنها بود که واقعاً خوشحال بودند و چه خوب شد که حداقل خاطره بدی از ایران بدست نیاوردند و مسأله با جشن و شادی خاتمه پیدا کرد. این چند وقت هم که شبکه های خبری را زیاد می دیدم یه جورایی نظرم از BBC برگشته و بیشتر CNN را ترجیح می دهم به خصوص که Hala Gorani هم در CNN هستش!!!
:: 10:51 AM
::
March 18, 2007 Window In The Skies By U2 The shackles are undone The bullets quit the gun The heat that’s in the sun Will keep us when there’s none The rule has been disproved The stone it has been moved The grave is now a groove All debts are removed ?Oh can’t you see what love has done ?Oh can’t you see what love has done ?Oh can’t you see what love has done ?What it’s done to me Love makes strange enemies Makes love where love may please The soul and its striptease Hate brought to its knees The sky over our head We can reach it from our bed You let me in your heart ...And out of my head, head ?Oh can’t you see what love has done ?Oh can’t you see what love has done ?Oh can’t you see what love has done ?What it’s done to me ...Oh, oh, oh, oh ...Oh, oh, oh, oh Please don’t ever let me out of you I’ve got no shame, oh no, oh no ?Oh can’t you see what love has done ?Oh can’t you see ?Oh can’t you see what love has done ?What it’s doing to me I know I hurt you and I made you cry Did everything but murder you and I But love left a window in the skies And to love I rhapsodize To every broken heart For every heart that cries Love left a window in the skies And to love I rhapsodize
:: 7:31 PM
::
به بهانه سالمرگ رحيم متقي ايرواني
March 08, 2007
بنيانگذار صنعت كفش ملی حدود يك دهه بعد از آن كه تجار تهران به رهبري حاجمحمد حسن امين الضرب مجلس وكلاي تجار را براي حفاظت از منافع خويش در برابر رقباي خارجي و فساد داخلي تاسيس كردند رحيممتقي ايرواني (در 21 بهمن ماه 1299) در خانوادهاي تاجر پيشه در محلهء مشير شيراز بهدنيا آمد. پدر وي ميرزا محمد كاظم متقي ايرواني از تجار مشهور شيراز بود و جد پدرياش حاج لطفعلي، ملك التجار. رحيم تحصيلات ابتدايي را در مدرسهء باقريهء شيراز گذارند و در سال 1313 به كالج انگليسها در اصفهان رفت. بعد از آن به مدرسهء شاپور شيراز برگشت و بعدها از دانشكدهء حقوق دانشگاه تهران فارغالتحصيل شد. بعد از مشاغل و ابتكارات مختلف از جمله راه انداختن برق فسا و تاسيس پاساژي در شيراز رحيم ايرواني سرانجام كار خود را در صنعت كفش شروع كرد و به فاصلهء سه دهه فعاليت، پايههاي يكي از صنايع مهم و مدرن را پيريزي كرد. او گروه صنعتي بزرگي را توسعه داد كه در سالهاي پاياني مديريتش بر آن بيش از صد هزار جفت كفش روزانه در زميني به مساحت بيش از 45 هزار متر مربع در اسماعيل آباد توليد ميكرد. گروه صنعتي ملي مجموعهاي از شركتها بود كه تا سال 1357 به 52 شركت در زمينههاي مرتبط رسيد. بهاين سبب نام محمد رحيم متقي ايرواني به عنوان بنيانگذار صنعت كفشسازي مدرن در تاريخ صنعت در ايران به ثبت رسيد. رحيم بعد از پايان تحصيلات با فروش ارثيهء پدري كار تجارت كفش را با خريد دو دهنه مغازه در چهارراه گلوبندك تهران ( ساختمان استاندارد فعلي) آغاز كرده بود. دستيابي به انگيزههاي وي در شروع كار در اين بخش اقتصادي درسهاي خوبي براي كارآفرينان آينده ايران دربرخواهد داشت; فعاليتي كه سه دهه بعد در 1357 خاتمه يافت و ايرواني مجبور شد تا گروه صنعتي كفش ملي را در آن سال با هشت هزار نفر كارگر ترك كند. اما رحيم ،كفش ملي را در عمل رها نكرده بود و با ورود هر مدير جديدي براي او پيام ميفرستاد و آمادگي خود را براي كمك به راهاندازي و گسترش كفش ملي اعلام ميكرد. تقاضاهايي كه اغلب ناديده گرفته شد و بالاخره صنعتي كه او در دههء 30 تاسيس كرده بود در آغاز هزارهء سوم به نظر افتان و خيزان ادامهء مسير ميدهد. اما اين ميراث آنقدر پايدار است كه اگر از آن بهخوبي استفاده شود بازهم اين گروه رونق خواهد گرفت. رحيم ايراوني مدير برجستهاي بود كه مانند يك كاريزماي صنعتي اين گروه را بر اساس رهيافت اقتصادي كاملاً حساب شده و منطقي برنامهريزي و سازماندهي كرد. رهيافتي كه تنها از نبوغ او نشات ميگرفت. رهيافت او به واقع از سايرين متفاوت بود; نه شباهتي به رهيافت معمول سرمايهگذاري بر اساس آزمايش و خطا داشت و نه متكي بر رهيافت استفاده از ظرفيتها در هر بخش و رشتهء اقتصادي بود و نه براساس رهيافت سرمايهگذاري اقماري بلكه رحيم ايرواني با هوش سرشاري كه داشت تنها در صنعت كفش متمركز شد. رحيم متقي ايرواني ضمن آنكه از عظمت نتيجهء تلاشهايش بهخوبي آگاه بود كوچكترين مشكلات نيز نميتوانست از چشمش دور بماند. بهويژه اگر اين مشكلات مربوط به كاركنان و خانوادهشان ميشد كه توان حل آن را نداشتند. بنابراين مديران و كارگراني كه با رحيم ايراوني كار ميكردند حداقل در دو ويژگي وي متفق القول هستند: «او مديري با هوش بود كه هم به توليد ميپرداخت و هم نگران چگونگي توزيع ثمرهء آن بين تمامي عوامل توليد به ويژه كارگران بود يعني هم در توليد سختگير بود و نتيجه را براي همه ميخواست يعني عدالت اجتماعي. رحيم اين دو ويژگي متضاد را بهخوبي بههم پيوند داده بود و در آرزوي روز بازنشستگياش بود كه در زميني كه آن را در جنوب شهر انتخاب كرده بود بيمارستاني بسازد و باز بر آن مديريت كند اما اين بار مديريت بر توليد كالايي عمومي نه خصوصي. از اغلب كساني كه با او در اين گروه كار كردهاند ميتوان داستاني شنيد كه تمايل شديد او را به عدالت توزيعي گواهي ميدهد. رحيم به معني واقعي كارآفريني بود كه در بيثباتي سياسي و اجتماعي دههء 50 دست از سرمايه گذاري برنداشت و از هيچ چيز شكايت نميكرد. مگر يكبار و آن هنگامي كه در اوج توسعهء كارهايش متوقف شد و بار ديگر هنگامي كه مي خواست توليد كفش را در افغانستان راهاندازي كند كه اجل امانش نداد. او درست مانند مينياتوريستي بود كه چنان به ظرافتها و پيچيدگيهاي توليد كفش آشنا بود كه ميتوانست چشم بسته اين صنعت را در هر كجا راه اندازد. درست مانند آنچه كه در ايران نيم قرن پيش از اين كرده بود. بهاين لحاظ بعد از ترك ايران در آمريكا و مصر نيز اقدام به تاسيس كارخانه كرد. رحيم ايرواني سال گذشته در 12 اسفند ماه 1384 (سهمارس سال 2006) بعد از طي يك روز كامل كاري از اتاق كارش در ضلع غربي ساختمان محل سكونتش در يكي از خيابانهاي شهر لندن به خانه برگشت و درگذشت. منبع: روزنامه سرمایه
:: 5:24 PM
::
?!Why am I against the Movie 300
March 01, 2007
![]() .(It's a Movie with an incorrect historical basis and it insults Iranians(Persians Even though, the movie has an unique and fantastic visual technics but I'm still against the way that they have Portraited the Persians فیلم 300 از فردا به نمایش در می آید و در وبلاگ لگوماهی به طور کامل می توانید با این بمب گوگلی آشنا شوید. خلاصه اگر ایرانی هستید و برایتان اهمیت دارد، همانند جریان خلیج فارس (Persian Gulf) از این بمب گوگلی هم حمایت کنید. روی لینک زیر کلیک کنید: 300 the movie
:: 8:23 PM
::
These Paintings are Priceless
February 26, 2007
1) چوب حراج به 260 تابلوی معاصر در یک شرکت وابسته به وزارت صنایع (سهراب سپهری، آیدین آغداشلو، وزیری و...) که در اصل این تابلوها متعلق به خاندان لاجوردی بوده و پس از مصادره شدن کارخانه های آنها از جمله صنایع بهشهر، این آثار هم به وزارت صنایع رسیده و حالا هم پس از 28 سال قصد فروش آنها را دارد. چقدر روزنامه همشهری قشنگ نوشته که: زمانی دستگاه های دولتی که طبق قانون موظف بودند برای خرید آثار هنری هزینه کنند، اکنون به جای خرید، رو به فروش این آثار آورده اند. خلاصه امیدوارم این آثار به دست دلالان نرسد تا در حراج کریستی که اخیراً در دبی هم برپا شده به حراج گذاشته شوند. آدرس محل مزایده: تهران، شهرک غرب، خیابان ایران زمین، خیابان مهستان، جنب کلانتری، ساختمان نصر 10، تاریخ مزایده 15 اسفند 2) کچل کردن جک نیکلسون هم به خاطر حضور در فیلم جدید راب راینر می باشد، به نام The Bucket List's که به همراه مورگان فریمن نقش دو بیمار مبتلا به سرطان را بازی می کنند که از محل نگهداری و درمان خود فرار کرده تا در یک سفر جاده ای کارهایی که قبل از مرگ آرزو دارند تجربه کنند را انجام دهند. ![]() 3) در اون صحنه به یاد ماندنی مراسم اسکار که پس از دادن اسکار بهترین کارگردانی رخ داد فقط جای برایان دی پالما خالی بود که امیدوارم یک روزی بالاخره اسکارش را بگیرد.
:: 1:18 PM
::
Let's Get This Party Started
February 18, 2007
![]() همانطور که قبلاً گفته بودم که اگر بیشتر از پنج مورد، اشتباه پیش بینی کرده باشم سال دیگه، خبری از پیش بینی نخواهد بود حالا هم هفت مورد اشتباه داشتم و یک جورایی از نظر خودم رد شدم!! البته بگذریم از اینکه در کل همه شرط ها را برده ام به لطف The Departed. وقتی برای بخش بهترین کارگردانی استیون اسپیلبرگ، جورج لوکاس و فرانسیس فورد کاپولا بر روی صحنه آمدند دیگه خیال همه راحت شد که بالاخره اسکار به مارتی خواهد رسید تا اسکارش را از دست هم دوره ای هایش بگیرد ولی باز هم موقع گرفتن اسکار به اسپیلبرگ گقت: Could you double-check the envelope اما یکی از شوخی های بامزه الن دی جنرس مجری مراسم، گرفتن عکس یادگاری با کلینت ایستوود بود که از اسپیلبرگ خواست از آنها عکس بگیرد و بهش گفت سعی کن هر دوتامون تو عکس بیفتیم!!! و البته تنها شگفتی امسال هم برنده شدن The Lives of Others به جای Pan’s Labyrinth به عنوان بهترین فیلم خارجی زبان بود ولی از سوی دیگر هم فیلم Pan’s Labyrinth با سه اسکار، بعد از فیلم The Departed بیشترین جایزه را دریافت کرد. :: لیست برندگان اسکار 2007 :: :: گالری عکس 1 :: - :: گالری عکس 2 :: - :: گالری عکس 3 :: :: شوخی های مجری اسکار :: :: لیست برندگان تمشک طلایی :: ACCEPTANCE SPEECH Forest Whitaker The Last King Of Scotland Thank you. Thank you. Just a second, just a second. OK. Take it. OK. I wrote something down, because I thought if it would happen that I would be a little overwhelmed and I am. So, OK. When I was a kid, the only way that I saw movies was from the backseat of my family's car. At the drive-in. And, it wasn't my reality to think I would be acting in movies, so receiving this honor tonight tells me that it's possible. It is possible for a kid from east Texas, raised in South Central L.A. in Carson, who believes in his dreams, commits himself to them with his heart, to touch them, and to have them happenBecause when I first started acting, it was because of my desire to connect to everyone. To that thing inside each of us. That light that I believe exists in all of us. Because acting for me is about believing in that connection and it's a connection so strong, it's a connection so deep, that we feel it. And through our combined belief, we can create a new reality. So I want to thank my fellow believers in The Last King of Scotland. I want to thank Peter, Jeremy, Andrea, Lisa, Charles, Kevin, James McAvoy, Kerry, Stephen, Fox, DNA, Channel Four. I want to thank the people of Uganda, who helped this film have a spirit. And finally, I want to thank my mom and my dad. I want to thank my wife Keisha, my children, my ancestors, who continue to guide my steps. And God, God who believes in us all. And who's given me this moment, in this lifetime, that I will hopefully carry to the end of my lifetime into the next lifetime. Thank you Martin Scorsese The Departed Thank you. Thank you. Thank you. Thank you. Thank you. Rick. Thank you. Thank you. Thank you. Thank you. Thank you. Please, please. Thank you. Thank you. Could you double-check the envelope, please? I mean, I'm overwhelmed with this honor from the Academy and also the honor of being presented by my old, old friends. We go back 37 years. I'm so moved, so movedI've got thank Warner Bros.' Alan Horn and Dan and Jeff and I've got to thank our producers Brad Grey and Graham King and Mac Brown and my old friend Joe Reidy, we're working for 20 years. And Rick Yorn and John Lesher and Chris Donnelly and Ari Emanuel. And that crazy script by Bill Monahan that got me in all this trouble in the first place. And Andrew Lau's original film from Hong Kong, the wonderful Asian cinema. And Michael Ballhaus on camera. And Howard Shore's wonderful score. And my old, good friend Thelma Schoonmaker. Ellen Lewis for her casting And so much of this belongs to the cast, I can't tell you. Jack Nicholson for his courage and his inspiration. Leo DiCaprio, six-and-a-half year's work we've done together. I hope another 12, another 15. Mark Wahlberg, Matt Damon, Alec Baldwin, Ray Winstone and Vera Farmiga and Marty Sheen I just want to say too that so many people over the years have been wishing this for me. Strangers. You know, I went walking in the street, people say something to me. I go in a doctor's office, I go in a whatever. Elevators, people saying, "You should win one, you should win one." I go for an X-Ray, "you should win one." I'm saying, "thank you." Friends of mine over the years and friends who are here tonight are wishing this for me and my family, I thank you. This is for you And I also want to thank my daughter Cathy, who is here tonight, who worked on the film. And Domenica, my wife Helen, and our little Francesca, who's seven years old who's watching right now. Francesca, stay up for another 10 minutes but then jump up and down and make a lot of noise at the hotel. Okay. I'll see you in the morning. Thank you
:: 3:20 PM
::
?May We Quote You
February 02, 2007
یک هفته تا برگزاری مراسم اسکار باقی مانده و تا الان حضور افراد زیر به عنوان اهدا کننده اسکار در هر بخش مشخص شده است: جورج کلونی، کامرون دیاز، اوا گرین، هیو جکمن، مگی گلینهال، دنیل کریگ، ویل فرل، نیکول کیدمن، ریز ویترسپون، کیت بلانشت، استیو کارل، پنه لوپه کروز، تام هنکس، ریچل وایز، تام کروز، کرستن دانست، کیت وینسلت، ابیگل برسلین، جیدن کریستوفر سایر اسمیت(پسر ویل اسمیت)، بن افلک، جک بلاک، آن هاتاوی، جسیکا بیل، جنیفر لوپز، توبی مگوایر، گوینت پالترو، دایان کیتون، جودی فاستر، کوئین لطیفه، جان تراولتا، جک نیکلسون، مریل استریپ، لئوناردو دی کاپریو، املی بلانت، هلن میرن، کلایو اون، فیلیپ سیمور هافمن، رابرت داونی جونیور، گرگ کینر، کن واتاناب، گیل گارسیا برنال، جیمز مک آوی، جری ساینفیلد، کاترین دونو، ال گور، نائومی واتس و ... . :: شبکه های پخش کننده مراسم اسکار :: :: جملات معروف فیلم ها بر روی پوستر امسال :: + با اتفاقاتی که این چند روز افتاده، لیست پیش بینی برندگان اسکار در پست قبلی در دو مورد تغییر کرده است.
:: 11:11 AM
::
پیش بینی برندگان اسکار امسال
January 23, 2007
امسال اولین سالی هستش که پیش بینی خودم از برندگان اسکار را در اینجا قرار می دهم و آن هم به این دلیل که پارسال تنها 5 مورد اشتباه داشتم و البته از همه مهم تر شرط هایی بود که بردم و اگر امسال بیشتر از 5 مورد اشتباه داشته باشم، سال دیگه خبری از پیش بینی علنی نخواهد بود!!! البته این نکته را هم اضافه کنم که تا روز پایان رأی گیری ممکن است یکی دو مورد از پیش بینی ها تغییر کند همان طور که پارسال در دقیقه آخر بهترین فیلم Crash شد. به هر حال این هم پیش بینی امسال من: Best Picture: The Departed Best Director: Martin Scorsese Actor – Leading: Forest Whitaker Actor - Supporting: Eddie Murphy Actress – Leading: Helen Mirren Actress – Supporting: Jennifer Hudson Animated Feature: Cars Art Direction: Dreamgirls Cinematography: Children of Men Costume Design: Marie Antoinette Documentary Feature: An Inconvenient Truth Film Editing: The Departed Foreign Language Film: Pan’s Labyrinth Makeup: Pan’s Labyrinth Original Score: Babel Original Song: Dreamgirls: Listen Sound Editing: Pirates of the Caribbean: Dead Man’s Chest Sound Mixing: Dreamgirls Visual Effects: Pirates of the Caribbean: Dead Man’s Chest Screenplay – Adapted: The Departed Screenplay – Original: Little Miss Sunshine
:: 6:27 PM
::
و اما نامزدهای اسکار
January 16, 2007
![]() نامزدهای اسکار امسال توسط سید گانیس رئیس آکادمی و سلما هایک، امروز در مراسمی در بورلی هیلز معرفی شدند. بدین ترتیب فیلم های The Queen، Babel و The Departed از مدعیان اصلی این رقابت به شمار می روند و تنها فیلمی که در هشت رشته نامزد اسکار شده است، فیلم Dreamgirls می باشد که البته در رشته های اصلی نامزد نشده. شگفتی امسال هم مربوط به فیلم Pan’s Labyrinth است که علاوه بر بخش بهترین فیلم خارجی زبان در پنج رشته دیگر هم نامزد شده است و البته می توان نامزد نشدن جک نیکلسون در بخش بهترین بازیگر مکمل و همچنین The Volver در بخش بهترین فیلم خارجی زبان را هم به شگفتی های امسال اضافه کرد. اسکار افتخاری امسال هم به انیو موریکونه سازنده موسیقی وسترنهای اسپاگتی و سینما پارادیزو داده خواهد شد، موریکونه تا به حال برای فیلم هایی چون روزهای بهشت، ماموریت، تسخیرناپذیران، باگزی و ملینا نامزد اسکار شده. مراسم اسکار امسال در صبح روز دوشنبه، هفتم اسفند ماه(به وقت ایران) برگزار خواهد شد و تا روز برگزاری این مراسم، اخبار مربوط به آن به صورت لینک به همین پست اضافه خواهد شد. :: Countdown To The Oscars :: :: لیست نامزدهای اسکار :: :: درباره مجری مراسم امسال :: :: نامزدهای تمشک طلایی 2007 :: :: بهترین گزارشی که نامزدها و برندگان احتمالی اسکار امسال را بررسی کرده ::
:: 7:04 PM
::
گلدن گلوب 2007
January 10, 2007
برندگان اصلی مراسم گلدن گلوب امسال هلن میرن، مارتین اسکورسیزی و فیلم های Babel و Dreamgirls بودند. بالاخره مارتین اسکورسیزی در مقابل کلینت ایستوود آن هم دوتا کلینت ایستوود برنده شد و بدین ترتیب داره بویش می آید که مارتی جان باید Oscar Speech را آماده کند. کلاً یک قانون نانوشته هست که می گه اگر در یک رشته برای بیش از یک فیلم نامزد شدی، انتظار برنده شدن نداشته باش!!! اتفاقی که امسال برای کلینت ایستوود و لئوناردو دی کاپریو افتاد. البته این قانون یک بار آن هم در مراسم اسکار برای استیون سودربرگ نقض شده است.:: لیست برندگان گلدن گلوب 2007 :: 1) راستش قبلاً شنیده بودم که کوئنتین تارانتینو قرار بود در فیلمی از ادی مورفی استفاده کند و همانند جان تراولتا در Pulp Fiction، این بازیگر را نیز دوباره احیا کند ولی حالا با گلدن گلوبی که ادی مورفی برای فیلم Dreamgirls گرفته، دیگر فکر نکنم نیازی به این مسأله باشد. 2) اگر بخواهیم از فعالیت و ماندگاری کلینت ایستوود و وودی آلن به عنوان کارگردان و جک نیکلسون به عنوان بازیگر و همچنین بهتر و بهتر شدن آنها با گذشت سن سخن بگوییم، باید به مریل استریپ هم اشاره کنیم که همچنان دوست داشتنی است و همچنان یکی از بهترین بازیگران زن. 3) خدا را شکر که این سریال Desperate Housewives برنده نشد، من کلاً از این سریال متنفرم! و البته جایزه به سریال Ugly Betty یکی از سریال های خوب و بامزه امسال رسید: Fashion Has a New Face 4) ساشا بارون کوئن هم پس از دریافت جایزه اش برای فیلم Borat گفت: Thank you to every American who has not sued me so far و اما دوست داشتنی های مراسم گلدن گلوب امسال و یا به عبارتی دیگر: تو چه خوشگل شدی امشب!!! : املی بلانت، سی ینا میلر ،Brangelina و :: گالری عکس ::
:: 11:34 AM
::
!And Action
در این مدتی که مسافرت بودم زیاد وقت نمی کردم که اینجا چیزی بنویسم و فقط دوتا مطلب پست کردم و حالا که برگشتم با اینکه مطلب برای گفتن زیاد دارم ولی فکر نکنم از همان دوتا در ماه بیشتر بشه!!! به هر حال برویم سر اصل مطلب: اول از همه تنها چیزی که در این مدت حسرتش رو خوردم، ندیدن سریال باغ مظفر بوده و الان هم فکر کنم باید چند قسمتش رو ببینم تا دستم بیاد کی به کیه. راستش فکر کنم تلویزیون تو خونه ما کلاً فقط برای دیدن همین سریال های مهران مدیری روشن می شه!!! و البته موارد دیگر...!!! به هر حال با مطلبی که شمال از شمال غربی در مورد مهران مدیری نوشته کاملاً موافقم. راستی یه خواننده جدید کشف کردم البته خیلی ها شاید زودتر کشف کرده باشند، به نام Amy Winehouse با آلبوم Back To Black که ماه اکتبر 2006 پخش شده، U2 عزیز هم که آلبوم Singles 18 رو داده بیرون. فیلم Match Point وودی آلن رو هم بالاخره دیدم و به نظرم وودی آلن در این دوتا فیلم اخیرش یعنی Melinda and Melinda و همین Match Point که فقط کارگردانی کرده و در آنها حضور نداشته خیلی بهتر شده بطوریکه Match Point یکی از بهترین فیلم های او در سال های اخیر هستش البته آخرین فیلمش یعنی Scoop رو که باز خودش هم بازی کرده، هنوز ندیدم. جالبی Match Point پایان فیلم هستش که با اینکه داستانی تکراری داره(یعنی همان داستان فیلم A Place In The Sun) ولی پایانش منحصر به فرد، البته شباهت هایی هم به یکی دیگر از فیلم های وودی آلن یعنی Crimes and Misdemeanors دارد.و یک پیشنهاد هم به کسانی که dvd جمع می کنند و اون اینکه دیدن سریال های Boston Legal و The Office از طریق dvd بطوریکه آگهی تلویزیونی رو اعصاب آدم نمیره و البته مزیت های دیگر، واقعاً ارزشش رو داره.
:: 12:10 AM
::
|
|